صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 46
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
به نحوى كه در عهد مرحوم خان * به نظم آوريدند اين داستان صبورى و ناصح او شيرينكلام * به فرموده خان والامقام ملك ناصر الدّين عالىگهر * نمودند آنجا سخن مختصر كه از بعد هجرت به سال هزار * دويست و شش افزا بر آن در شمار به زابلستان بود فرمانروا * به فرمان دادار ارض و سماء توام چونكه دارى از ايشان تبار * ز ميراث اجداد نظمى بيار كه فانى بود اين سپنجينسراى * كسى را در آن جاودان نيست جاى پس از فوت نوّاب رضوان مآب * به نظم آور اين داستان در كتاب . . . چو مأمور گشتم ز خان كيان * پى نظم تاريخ اين داستان نهادم به جان منّت از اين شعف * كه دارم در مدح او در صدف ( برگ 154 ب ) اين تكمله خود دو بخش دارد . بخش كوتاه اوّل شامل رويدادهاى پس از مرگ ملك ناصر خان و روى كار آمدن برادر او ملك بهرام خان است . امّا ملك بهرام خان پس از مشاوره با بزرگان سيستان تصميم گرفت ملك سليمان ، فرزند ملك ناصر الدّين ، ملك سيستان باشد و او نيابت كند . او از شاه زمان افغان نيز خواست تا حكومت ملك سليمان را تأييد كند و چنين شد . ( برگ 161 الف ) ملك سليمان خان ثانى در سال 1217 در يك حادثه ، از اسب به زمين افتاد و درگذشت ( برگ 165 الف ) . با گزارش همين رويداد شاعر مىگويد كه : گرفتم كميت قلم را لگام * سخن را در آنجا نمودم تمام . . . به فرمان داراى تاج و سرير * در آنجا بشد ختم نظم ظهير ( برگ 166 ب ) پس از مرگ سليمان خان ثانى ، ملك بهرام خان كيانى مستقلا ملك سيستان شد . گزارش دورهء همين ملك ، بخش دوم تكملهء كتاب شجرة الملوك را دربرمىگيرد . ظهير در ذكر سبب ادامهء رويدادها مىگويد كه او در دستگاه ملك ، مقرّب بود و از همين رو